پولس در فیلیپی با گروهی از زنان روبهرو میشود که کنار رودی دعا میکنند؛ بازرگانی از پارچهٔ ارغوانی به نام لیدیه به پیام او پاسخ میدهد، با خانوادهاش تعمید میگیرد، و خانهاش را پایگاه این مأموریت میکند.
توضیحات بیشتر
3 دقیقه مطالعهفیلیپی مستعمرهای رومی و شهر اصلی آن بخش از مقدونیه بود که پس از نبرد سال 42 پ.م. با کهنهسربازان اسکان یافت، همان نبردی که در آن آنتونیوس و اوکتاویانوس قاتلان یولیوس قیصر را شکست دادند؛ در روز سبت پولس بیرون دروازه و کنار رود رفت و زنی به نام لیدیه، بازرگان پارچهٔ ارغوانی، به پیامش پاسخ داد. ساکنانش شهروندی رومی داشتند، کتیبههایش لاتین است، و مردمش به این آگاه بودند، که چند روز بعد به کار میآید.
آن انتظار دلالتی با خود دارد. کنیسه ده مرد یهودی لازم داشت، و نبودنش در شهری به این اندازه یعنی جماعت یهودی بسیار کوچک بود. آنچه کنار آب مییابند گروهی زن است.
مینشینند و با زنانی که آنجا گرد آمدهاند سخن میگویند.
یکی از شنوندگان زنی بود از شهر تیاتیرا به نام لیدیه، بازرگان پارچهٔ ارغوانی، که خداپرست بود. خداوند دلش را گشود تا به پیام پولس پاسخ دهد.
هر جزئی از آن ارزش بازکردن دارد.
تیاتیرا در ولایت آسیا بود و به پیشهٔ رنگرزی شهره؛ کتیبههایی از آن شهر از صنف رنگرزان یاد میکنند. پارچهٔ ارغوانی سر لوکس بازار پارچه بود، و رنگش یا از نرمتن میآمد یا در آن منطقه از ریشهٔ روناس (puah) که بدلی ارزانتر میداد. به هر حال او اهل کسبوکار است، دور از شهر خودش تجارت میکند، و خانهای از آنِ خود دارد، که زنی با درآمد مستقل را وصف میکند.
خداپرست اصطلاح همیشگی برای غیریهودیای است که به کنیسه بسته بود بیآنکه نوکیش کامل باشد.
وقتی او و اهل خانهاش تعمید گرفتند، آنان را به خانهاش دعوت کرد. اگر مرا ایماندار به خداوند میدانید، گفت، بیایید و در خانهٔ من بمانید. و راضیشان کرد.
آن فعل بهقدری قوی است که نشان دهد راضیکردنشان زحمت داشت، که با مردی جور درمیآید که جای دیگری بر پرداخت خرج خودش از راه کار پافشاری میکند.
نخستین کسی که در اروپا در قالب ایماندار نام برده میشود یک زن بازرگان است، و پیداست کلیسای فیلیپی در خانهٔ او گرد میآمد.
فیلیپی جماعتی میشود که پولس گرمترین حرفها را دربارهٔ آن میزند. شادی و تاج خودش میخواندشان، بابت فرستادن مکرر پول وقتی هیچ کلیسای دیگری نمیفرستاد سپاسگزارشان است، و از زندان برایشان دربارهٔ آموختن قناعت مینویسد.
ارغوان پرمقرراتترین رنگ جهان روم بود و تیرهترین درجههایش را قانون برای کاربرد سناتوری و امپراتوری نگه داشته بود، پس بازرگان آن در سر بازار تجارت میکرد و با آدمهای مهم سروکار داشت.
تعمید اهل خانه با او از الگویی پیروی میکند که چند بار رخ میدهد، و اینکه چقدر را در بر میگیرد قرنهاست بحث شده، چون خانه در آن جهان یعنی خانواده و بردگان و نانخورها. کلیساهایی که کودکان را تعمید میدهند و کلیساهایی که نمیدهند هر دو این سطرها را از نزدیک خواندهاند.
فیلیپی در ضمن تنها کلیسایی است که پولس اجازه داد در حالی که کار میکرد از او پشتیبانی مالی کند، که صریح به خودشان میگوید و با امتناعش از گرفتن پول در همهجای دیگر ناجور مینشیند. آن رابطه هر چه بود، استثنا بود.
و اینکه در آن شهر کنیسهای نبود چیزی دربارهٔ خود فیلیپی میگوید. مستعمرهای پر از کهنهسرباز رومی و نوادگانشان بود، با هویتی که بر رومیبودن بنا شده بود، و جماعت یهودیاش چنان کوچک که حد نصاب یک کنیسه را نداشت. کسانی که کنار رود گرد آمده بودند زنانی بودند که در نبود ساختمان و در نبود مردان، خودشان جای دعا را نگه داشته بودند.
نام او هم نام شخصی نیست بلکه از نام سرزمین لیدیه در آسیای صغیر میآید، که تیاتیرا در آن بود. بردگان و آزادشدگان اغلب به نام زادگاهشان خوانده میشدند، و برخی از همین حدس زدهاند که پیشتر آزاد شده بود و کسبوکارش را خودش بالا آورده بود.
